قالب وردپرس
مَن به اِعجازِ “غَزَل” بَر قَلبِ اِنسان واقِفَم.. آخَرَش هَم با ” غَزَل” او را هَوایی میکُنَم

آخرین اشعار و ابیات

تنم یخ بسته از سرمای آدمهای دیواری

تنم  یخ  بسته  از  سرمای  آدمهای  دیواری
و دیوار است دیوار است دیوار است؛ تاوانم

شنیدم دست باران قصد موهای تورا کرده
برایت  چتر  آوردم  که باران  را بسوزانم

دلم  افسردگی  مزمن  یک   کوه  را  دارد
غزل پیچم نکن بانو ؛ که من یا تو… چه میدانم