قالب وردپرس
خانه / فرهنگی / شعر و ادب (صفحه 4)

شعر و ادب

ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﯿﺖ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﻡ ﺭﺍ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩ

ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﯿﺖ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﻡ ﺭﺍ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﮐﺎﺷﺎﻧﻪ ﯼ ﻋﻄﺎﺭ ﺭﺍ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩ ﻣﺜﻨﻮﯼ ﻫﺎﯼ ﻟﺒﺖ ﺭﺍ ﺷﺼﺖ ﻣﻦ ﮐﺎﻏﺬ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﻣﻮﻟﻮﯼ ﺑﺎ ﺷﻤﺲ ﺭﺍ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﮔﺮ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﮐﺮﺩ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺷﺎﻋﺮ ﺑﻮﺩ ﻭﻫﺮ ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻘﺎﻣﯽ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺳﺮ ﺧﻮﺵ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﺴﺘﺖ ، ﺭﺍﻫﯽ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ …

ادامه نوشته »

ای کـه چـون رخ می‌‌نمایی آفـتاب آیـد برون

ای کـه چـون رخ می‌‌نمایی آفـتاب آیـد برون آنچنان مستی که از چشمت شراب آید برون زلفکانت خـود حجابی بـر نگاهت می‌کـشد وای از آن روزی که زلفت از حجاب آید برون آنکه می‌گوید دوام عالم از بی بند و باری شد خراب گیسوانت را رهـا کن تا  خـراب آید …

ادامه نوشته »

رفتم که بفهمی قفست هم عددی نیست

رفتم که بفهمی قفست هم عددی نیست پرواز نکردن، سببش نابلدی نیست من ساحل دل مرده ، تو دریای خروشان درچشم تو این فاصله ها چیز بدی نیست هرشب به تو تابیدمو احساس نکردی افسوس که دریای دلت ،جزرومدی نیست سیلی خور امواج،ولی ترس نبودت می گفت که طوفان صدایش …

ادامه نوشته »

شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدم

شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدم تا که یک شب دیدمت، دل باختم، رسوا شدم با نگاهی ساده قلبم را گرفتی، خوب من! فکر می‌کردم که من عاشق نِمی… امّا شدم! مثل یک پروانه در شمع نگاهت سال ها سوختم، امّا عزیزم! با تو من معنا …

ادامه نوشته »

هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر است

هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر است پیغام آشنا نفس روح پرور است هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای من در میان جمع و دلم جای دیگر است شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر چون هست اگر چراغ نباشد منور است ابنای روزگار به صحرا روند و باغ صحرا …

ادامه نوشته »

شاهکار سیب و جوابیه ها(بسیار زیبا)

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که …

ادامه نوشته »

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟ دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟ مثل من آواره شو از چاردیواری درآ! در دل من قصر داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟ خرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین شرح این زیبایی از بیگانه می‌خواهی چه کار؟

ادامه نوشته »

ای عقل اگر دیوانه ای…

ای عقل اگر دیوانه ای                زنجیر گیسویش نگر ای عشق اگر شوریده ای               در چشم جادویش نگر شور شراب ناب را            در نرگس مستش بخوان افسانهء مهتاب را               در پرتو رویش نگر …

ادامه نوشته »