قالب وردپرس

بایگانی روزانه: شهریور ۱, ۱۳۹۶

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانندش را منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد غزل و عاطفه و روح هنرمندش را از رقیبان کمین کرده عقب می ماند هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را مثل آن خواب بعید است …

ادامه نوشته »

بیرون بیا این روزه داران ماه می خواهند

بیرون بیا این روزه داران ماه می خواهند جان ها برای زیستن تنخواه می خواهند آنقدر شیرین است لحن و لهجه ات حتی جن ها ز لبهای تو بسم الله می خواهند لطف پرستاران به جای خویش اما من بیمارم و بیمارها همراه می خواهند نام تو را در هر …

ادامه نوشته »

پیراهن تو بر تنِ این شعر گشاد است

پیراهن تو بر تنِ این شعر گشاد است در وصف تن ات شاعر ناکام زیاد است در حسرت فتح ات، قلمِ شاعر و نقاش زیباییِ تو، کار به دست همه داده ست! شاید قلم فرشچیان معجزه ای کرد «بازار هنر» چند صباحی ست کساد است! جز خنده، سزاوار برای دهنت …

ادامه نوشته »

لب های تو

لب های تو لب نیست ! عذابیست الهی باید که عذابی بچشم گاه به گاهی در لحظه دیدار تو ، گفتم که بعید است چشمان تو من را نکشاند به تباهی لب های تو نایاب تر از آب حیات است تو سوزن پنهان شده در خرمن کاهی این کار خدا …

ادامه نوشته »

تو را آن گونه می خواهم

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش را شبیه مادر پیری که می‌بوسد جوانش را تو را در یک شب بارانی غمگین سرودم که نمی‌دانم زمانش را، نمی‌یابم مکانش را من آن سرباز دلتنگم، که با تردید در میدان برای هیچ و پوچ از دست خواهد داد جانش را …

ادامه نوشته »

مثل شعری قابل تحسین

مثل شعری قابل تحسین که بی تشویق نیست هیچ خطی مثل ابروی تو نستعلیق نیست! چشم هایت مثل اقیانوس آرامی است که با پریشان بودن من قابل تطبیق نیست عشق یعنی “جبر “یعنی “احتمال”ِ رفتنت راه حل زندگی وقتی به جز تفریق نیست آمدی اما برای رفتنت آماده ام سرنوشت …

ادامه نوشته »